بسم الله الرحمن الرحیم

به وبلاگ خودتان خوش آمدید و ان شاء الله از یاران و منتظران حقیقی امام زمان (عج) باشید و باشیم.
از صبر و حوصله ای که به خرج می دهید و مطالب را می خوانید ممنونم و لطفا با نظراتتان ما را در بهتر شدن یاری کنید. و در پست دعای در زمان غیبت که پست ثابت است نظر نگذارید .
مطالب جدید این هفته عبارتند از :
شان نزول: [سوره النور (24): آيات 30 تا 31]
لطفاً به این سوال که در گوشه سمت چپ قرار گرفته است هم پاسخ دهید :این وبلاگ برای شما تا چه مقدار مفید و تاثیر گذار بوده است؟
دعاهایی که در زمان غیبت زیاد باید خوانده شود
1. اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَكَ
. . .

2. دعاى غريق
«يا اللَّه يا رحمان يا رحيم، يا مقلب القلوب ثبت قلبى على دينك»
بقیه دعاها در ادامه مطلب
ما را هم دعا کنید
خردهگيريهاى مخالفان حجاب
در اينجا مىرسيم به ايرادهايى كه مخالفان حجاب مطرح مىكنند كه بايد به طور فشرده بررسى شود:
1-مهمترين چيزى كه همه آنان در آن متفقند و به عنوان يك ايراد اساسى بر مساله حجاب ذكر مىكنند اين است كه زنان نيمى از جامعه را تشكيل مىدهند اما حجاب سبب انزواى اين جمعيت عظيم مىگردد، و طبعا آنها را از نظر فكرى و فرهنگى به عقب مىراند، مخصوصا در دوران شكوفايى اقتصاد كه احتياج زيادى به نيروى فعال انسانى است.
2- ايراد ديگرى كه آنها دارند اين است كه حجاب يك لباس دست و پاگير است و با فعاليتهاى اجتماعى مخصوصا در عصر ماشينهاى مدرن سازگار نيست، يك زن حجاب دار خودش را حفظ كند يا چادرش را و يا كودك و يا برنامهاش را؟!
3- ايراد ديگر اينكه آنها مىگويند حجاب از اين نظر كه ميان زنان و مردان فاصله مىافكند طبع حريص مردان را آزمندتر مىكند، و به جاى اينكه خاموش كننده باشد آتش حرص آنها را شعلهورتر مىسازد كه" الانسان حريص على ما منع"!
حتماً به ادامه مطلب برو
فلسفه حجاب
بدون شك در عصر ما كه بعضى نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذاردهاند و افراد غربزده، بى بند و بارى زنان را جزئى از آزادى او مىدانند سخن از حجاب گفتن براى اين دسته ناخوشايند و گاه افسانهاى است متعلق به زمانهاى گذشته! ولى مفاسد بى حساب و مشكلات و گرفتاريهاى روز افزونى كه از اين آزاديهاى بى قيد و شرط به وجود آمده سبب شده كه تدريجا گوش شنوايى براى اين سخن پيدا شود.
بحث در اين است كه آيا زنان در يك مسابقه بى پايان در نشاندادن اندام خود و تحريك شهوات و هوسهاى آلوده مردان درگير باشند و يا بايد اين مسائل از محيط اجتماع بر چيده شود، و به محيط خانواده و زندگى زناشويى اختصاص يابد؟! اسلام طرفدار برنامه دوم است و حجاب جزئى از اين برنامه محسوب مىشود، در حالى كه غربيها و غربزدههاى هوسباز طرفدار برنامه اولند!
حتماً به ادامه مطلب سر بزن
در كتاب كافى در شان نزول نخستين آيه از آيات فوق از امام باقر ع چنين نقل شده است كه جوانى از انصار در مسير خود با زنى روبرو شد- و در آن روز زنان مقنعه خود را در پشت گوشها قرار مىدادند- (و طبعا گردن و مقدارى از سينه آنها نمايان مىشد) چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب كرد و چشم خود را به او دوخت هنگامى كه زن گذشت جوان هم چنان با چشمان خود او را بدرقه مىكرد در حالى كه راه خود را ادامه مىداد تا اينكه وارد كوچه تنگى شد و باز هم چنان به پشت سر خود نگاه مىكرد ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزى استخوان يا قطعه شيشهاى كه در ديوار بود صورتش را شكافت! هنگامى كه زن گذشت جوان به خود آمد و ديد خون از صورتش جارى است و به لباس و سينهاش ريخته! (سخت ناراحت شد) با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پيامبر مىروم و اين ماجرا را بازگو مىكنم، هنگامى كه چشم رسول خدا ص به او افتاد فرمود چه شده است؟
و جوان ماجرا را نقل كرد، در اين هنگام جبرئيل، پيك وحى خدا نازل شد و آيه فوق را آورد (قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ...) «1».
__________________________________________________
(1) وسائل الشيعه جلد 14 صفحه 139 و تفسير نور الثقلين و الميزان و روح المعانى (با تفاوت مختصرى) ذيل آيه مورد بحث.
تفسير نمونه، ج14، ص: 436برای مردان در مورد حجاب و عفت دو حکم بیان می کند :
۱. چشم پوشی از نامحرم {قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ }
۲.حفظ فروج (پاک دامنی ) {وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ }
ولی برای زنان در این مورد شش حکم بیان می کند :
۱. چشم پوشی از نگاه حرام {وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ }
۲. حفظ فروج ( پاک دامنی) {وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ }
۳. مخفی کردن زینت های غیر ظاهر خود (زینت های ظاهر دو کف دست و گردی صورت است ) {وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها }
۴.انداختن رو سری های خود بر سر و سینه ( تا گردن و سینه پوشانده شود) {وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ }
۵. جایز بودن آشکار کردن زینت های خود برای افرام محرم { وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ ...}
۶.راه رفتن به طوری که زینتهایی را که پنهان کرده اند آشکار نشود {وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ }
تفسیر این دو آیه ان شاء الله در پست های بعدی خواهد آمد.
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ (30)
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (31)
30- به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و فروج خود را حفظ كنند، اين براى آنها پاكيزهتر است، خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه است.
31- و به زنان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوسآلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند، و زينت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننمايند، و (اطراف) روسرىهاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدر شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران همسرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم كيششان يا بردگانشان (كنيزانشان) يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند، آنها هنگام راه رفتن پاىهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود. (و صداى خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد) و همگى به سوى خدا بازگرديد اى مؤمنان تا رستگار شويد.
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سر افرازم
***
مهدی جان
ای کاش که یک دانه تسبیح تو بودم
تا دست کشی به سر سودا زده من
خیلی وقتها از خودمون می پرسیم چرا در نماز حضور قلب نداریم ؟ علتش هم این است که دریچه های قلب را باز گذاشته و هر چیزی در آن راه پیدا می کند یکی از دریچه های قلب چشم است و باید خیلی مراقب این دریچه بود چرا که چشم برای این است که انسان با دیدن آسمان و زمین و مخلوقات در آفرینش تفکر کرده و به عظمت خدا پی ببرد و خضوع و خشوعش نسبت به خدای بزرگ بیشتر شود نه آنکه به وسیله آن از خداوند غافل شویم ، در غرر الحکم از امیر المؤمنین آمده که : « العين بريد القلب یا العین رائد القلب » چشم قاصد دل است، يعنى از براى اين است كه نظر كند در چيزها و دل را خبر كند تا تأمّل كند در آنها و عبرت گيرد و بمعارف إلهيّه پىبرد (شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم ؛ ج1 ؛ ص100)
قال الصادق (ع): اغلق أبواب جوارحك عما يقع ضرره الى قلبك، و يذهب بوجاهتك عند اللَّه، و يعقب الحسرة و الندامة يوم القيامة، و الحياء عما اجترحت من السيئات.
ترجمه : حضرت صادق (ع) فرمود: ببند دريچه اعمال جوارح را از چيزهائى كه به قلب تو ضرر مىزند، و خوبى و احترام تو را كه نزد پروردگار هست زائل مىكند، و حسرت و پشيمانى را در روز قيامت باقى گذارد، و در نتيجه در مقابل معاصى و اعمال زشت خود شرمنده خواهى شد
شرح : قلب انسان مخزن اسرار و خانهاى است كه سزاوار است پر از مهر و محبت و اخلاص و معرفت و نور و روحانيت و جذبه و حقيقت باشد، يعنى اگر آلوده به كدورت و ظلمت خويهاى زشت نبوده و غرق توجه به زندگى دنيوى و شهوات نفسانى نباشد: نورانيت و لطافت و طهارت و روحانيت ذاتى او جلوه كرده، و از دريچههاى قواى ظاهرى و از اعضاء و جوارح، صفاء و نور و پاكى و حقيقت تراوش و ظهور پيدا مىكند. پس لازم است كه نهايت مراقبت و مواظبت را در باره حواس و دريچههاى ظاهرى قلب رعايت كرده، و نگذاريم از راه چشم و يا گوش و يا زبان و يا دست و يا پاى و يا خيال؛ صفاء و طهارت و نورانيت دل مبدل به ظلمت و محجوبيت و كدورت گردد. ( مصباح الشريعة / ترجمه مصطفوى ؛ متن ؛ ص141)
بنابر این بهتر است که در این چله مراقب چشم بوده و در خیابان و کوچه ، در منزل و سر کار و حتی در هنگام استفاده از رایانه و اینترنت مواظب چشم باشیم تا مبادا به خطا رفته و نگاه حرامی از او سر بزند.
موضوع ششمین چله از چهل چله برای خشنودی خدا و امام زمان (عج) : کنترل چشم از نگاه های آلوده و حرام
بسم الله الرحمن الرحیم
این پست یادآوری یک سری مطالب است برای کسانی که با برنامه چهل چله برای خشنودی خدا و امام زمان (عج) همراهی می کنند و ایجاد آشنایی است برای افرادی که تازه با این وبلاگ و مطالبش مواجه شده اند .
اصل این برنامه برای این است که ظهور حجت خدا همینطوری اتفاق نمی افتد بلکه نیاز به یک سری زمینه سازی هایی است که یکی از اونها پرورش یاران و خودسازی آنهاست ، اگر ما هر روز دعا می کنیم که خدایا ما را از یاران حضرت قرار بده و در ظهورش تعجیل فرما باید در خودمان هم قابلیت ایجاد کنیم ، با دعای خشک و خالی کار درست نمی شود ،و ممکن است ما به یک سری کارهای ناپسند عادت کرده باشیم یا اصلاً به آنها توجهی نداشته باشیم و انجام بدهیم و به یک سری کارهای خوب و مورد رضای خدا و امام زمان (عج) عادت نکرده باشیم که با این برنامه می خواهیم به همه ی اعمالمان توجه داشته باشیم و رضایتشان را مورد توجه قرار داده تا منتظر واقعی بشمار آییم . پس این برنامه را جهت خشنودی خدا و امام زمان(عج) و تعجیل در فرج انجام میدهیم و امید داریم با اجرای این برنامه به هر چیز که می خواهیم برسیم .
لازمه این هدف داشتن قوانین :
برای این برنامه یکسری قوانین گذاشته شده تا ما را در بهتر اجرا کردن این برنامه یاری کند مثلاً 1. حتماً یک جریمه ای برای خود در نظر بگیرید و با خدا عهد کنید تا در صورت تخلف مجبور به انجام آن شوید . ( مثل خواندن زیارت عاشورا یا فرستادن صد صلوات و ...) 2. برای بهتر انجام دادن چله ها هر روز یا دو روز در میان در مورد موضوع چله مطالعه یا پرسش یا گفتگو داشته باشید. 3. اگر تعداد تخلفاتتان زیاد شد چله را از سر بگیرید تا هدف از این چله ها که عادت کردن به انجام عمل است حاصل شود. 4 . هر قانونی که شما را ملزم به انجام اعمال می کند برای خود بگذارید.
اما موضوع چله ها :
اولین چله از چهل چله برای خشنودی خدا وامام زمان (عج) را در ماه مبارک رمضان و با نماز شروع کردیم و البته با دو روایت که یکی از آنها را در اینجا دوباره متذکر می شوم :
قالَ الامامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي عليه الصلوة و السّلام: مَنْ عَبَدَاللهَ، عبَّدَاللهُ لَهُ كُلَّ شَيْءٍ.
فرمود: هر كسي كه خداوند را عبادت و اطاعت كند، خداي متعال همه چيزها را مطيع او گرداند.
اولین چله را به واجبی اختصاص دادیم که ستون دین است و بهترین چیزی است که ما را به خدا نزدیک می کند یعنی نماز .
معاویة بن وهب از امام صادق (ع) می پرسد : برترین چیزی که بندگان را به خدا نزدیک می سازد و محبوب ترین کار نزد خداوند چیست ؟ حضرت فرمود : ما اعلم شیئاً بعد العرفة افضل من هذه الصلاة { بعد از شناخت خداوند چیزی را با فضیلت تر از نماز نمی دانم }
گفتیم: برای خشنودی خدا و امام زمان (عج) و برای بدست آوردن لبخند رضایت از مولایمان در این چهل روز سعی می کنیم نمازهایمان را اول وقت و یا به جماعت بخوانیم . اگر انجام نماز اول وقت یا جماعت برایتان همیشگی است می توانید سراغ بهتر و بااخلاص تر کردن نماز یا نافله های یومیه بخصوص نماز شب بروید .
موضوع دومین چله را قرآن قرار دادیم و گفتیم که : در چله دوم که موضوع آن را قرآن قرار دادیم باید به قرآن توجه بیشتری کنیم یعنی افرادی که هر روز حداقل یک صفحه قرآن نمی خوانند باید هر روز حداقل یک صفحه از قرآن را به همراه ترجمه اش بخوانند و دوستانی که هر روز قرآن می خوانند باید یک صفحه از آنچه که می خوانند با ترجمه اش بخوانند و دوستانی که این کار را هم هر روز انجام می دهند یا تفسیرش را نگاه کنند و یا اینکه به یکی از چیزهایی که از صفحات خوانده شده می فهمند عمل کنند (مثلاً داخل صفحه خوانده شده حرفی از توکل یا تدبر یا متکبر نبودن و... است که سعی می کنیم در آن روز توکلمان را بیشتر کنیم یا از تکبر دوری کنیم )
درسومین چله گفتیم : اولاً برای اینکه ما جزء منتظران واقعی قرار بگیریم و جزء یاران منجی عالم بشریت باشیم باید هیچ بدهی نداشته باشیم نه به خدا و نه به بنده خدا چرا که منتظر کسی است که منتظر است مولاش بیاید و در رکاب مولایش با دشمنانش مبارزه کند و همانطور که امام حسین (ع) به یارانشان فرمودند(به این مضمون ) کسانی که بدهی دارند با ما نباشند امام زمان (عج) هم عمل خواهند کرد پس نباید بدهی داشته باشیم حتی شهیدی که همۀ گناهانش با اولین قطرۀ خونش بخشیده می شود حق الناس جلویش را سد می کند و تا جبران نشود وارد بهشت نمی شود. ثانیاً همین حق الله و حق الناس داشتن مانع از استجابت دعاهای ما میشود و ما هر چه دعا برای فرج مولا بکنیم اثری ندارد ، پس باید حق الله و حق الناس ها را مورد محاسبه قرار داد و آنها را جبران کرد .
موضوع چله چهارم هم به صورت عام کنترل زبان بود ولی چون کنترل زبان به یک چله حاصل نمی شد با یکی از گناهان زبان شروع کردیم و گفتیم در این چله سعی می کنیم که به هیچ مسلمانی دشنام ندهیم و لازمه آن این است که در هنگام عصبانیت بتوانیم خود را کنترل کنیم و به راحتی عصبانی نشویم و با دیگران برخورد خوبی داشته باشیم .
چله پنجم هم عمل مقابل آن را تمرین کردیم یعنی برخورد خوب با دیگران و حسن معاشرت که اولین کار برای داشتن برخورد خوب سلام کردن به دیگران است و فرقی بین کوچک و بزرگ ندارد ، در روایتی از امام حسین (علیه السلآم ) آمده که اول سلام بعداً کلام ، سلام کردن نشانه شخصیت انسان است .
ما از حضرت زهرا (سلام الله علیها ) حالاتی را می بینیم که برایمان حیرت آور است و بسیار اندک می توانیم آن را بفهمیم . او حضرت صدیقه است یعنی که افکارش کارهایش همه صدق است و خطایی در آن نیست و همه اش صدیقه است و از طرفی هم کبری است یعنی بسیار بزرگ که امتهای گذشته و حتی انبیا بر محور محبت حضرت زهرا (سلام الله علیها) دور می زند هر پیامبری که به درجه نبوت می رسیده اول بر محور محبت و معرفت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) رسیده است حتی پیامبر اکرم ( صل الله علیه و آله ) حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را روح و جان خود می دانست یعنی حیاتم آن حیات آسمانیم بستگی به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) دارد و تا جایی که می گوید ام ابیها زهرا (سلام الله علیها ) مادر پدرش است .
مجموعه توصیه هایی از علماء : بانگ تقوا ( آیت الله ضیا آبادی ) ص 26
آیة الله نصرالله شاه آبادی نقل می کنند :
مرحوم والد می فرمودند : « در نوافل شب ، به مقام شامخ حضرت زهرا سلام الله علیها توجه کنید و بدانید که استمداد گرفتن از آن حضرت ، موجب ترقی و قرب معنوی می شود و خداشناسی انسان را زیاد می کند . همچنین قبل از اذان صبح ، صلوات حضرت زهرا سلام الله علیها را بفرستید . »
مجموعه توصیه هایی از علماء : شاه راه (آیت الله شاه آبادی)ص12
صلوات بر سيده نسوان فاطمه عليها السلام
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَ نَبِيِّكَ
وَ أُمِّ أَحِبَّائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ الَّتِي انْتَجَبْتَهَا وَ فَضَّلْتَهَا وَ اخْتَرْتَهَا عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ
اللَّهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّهَا وَ كُنِ الثَّائِرَ اللَّهُمَّ بِدَمِ أَوْلاَدِهَا
اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهَا أُمَّ الْأَئِمَّةِ الْهُدَى وَ حَلِيلَةَ صَاحِبِ اللِّوَاءِ وَ الْكَرِيمَةَ عِنْدَ الْمَلَإِ الْأَعْلَى
فَصَلِّ عَلَيْهَا وَ عَلَى أُمِّهَا صَلاَةً تُكْرِمُ بِهَا وَجْهَ مُحَمَّدٍ (أَبِيهَا) صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
وَ تُقِرُّ بِهَا أَعْيُنَ ذُرِّيَّتِهَا وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّي فِي هَذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَ السَّلاَم
ابو بكر عزم خود را بر گرفتن فدك از فاطمه زهرا عليها السّلام جزم كرد. چون خبر به سمع و نظر حضرت رسيد، سرپوش بر سر افكند و خود را در چادرى پيچيده با گروهى از زنان به جانب مسجد به راه افتاد. حضرت خود را سخت مستور داشته بود و همچون پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بدون هيچ كاستى قدم برمىداشت، تا اينكه بر ابو بكر وارد شد. ابو بكر در مسجد نشسته بود و گروهى از مهاجرين و انصار بر گردش جمع شده بودند. براى دور ماندن حضرت از نگاه نامحرمان پردهاى در مسجد آويخته شد و فاطمه عليها السّلام در پس آن قرار گرفتند.
1 - ضرورت شکر و سپاس الهی
2 - شناخت خدا
3 - فلسفه بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله )
4 - ره آورد بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله )
5 - ویژگی های قرآن و عترت
6 - فلسفه فروع دین و امامت
. . .
ترجمه کامل خطبه در ادامه مطلب ( حتماْ سر بزنید )
برای یک آب جاری و در حرکت هیچ تفاوتی نمی کند ، چه از دل یک کویر خشک و برهوت حرکت کند و چه از میان یک مزرعه ی سبز و زیبا ، و سرعت و شتاب آن هم هیچ کم نخواهد شد ، چرا که هدف داشته و می رود تا به هدف بنشیند .
فاطمه ی زهراء سلام الله علیها آب روان بود به همین خاطر هیچگاه به هیچ کجای زندگی دلبسته نشد ، نه به خوشی های آن دل بست و نه به ناخوشی های آن . او عبور کرد چون هدف داشت و چون هدف داشت دل نمی بست ، وارسته بود و نه وابسته . او زاهد ترین امت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود :
لَم یَکُن فی الامة اَزهَد مِن فاطمه
یعنی در میان امت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کسی پیدا نمی کردی که مثل فاطمه ی زهراء سلام الله علیها وارسته باشد و دلبسته به هیچ چیز نباشد.
آقای رنجبر / سلوک باران /دفتر اول / ص۳۹
